X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

سه‌شنبه 26 آبان 1388 ساعت 05:19 ق.ظ

نه به خدا! اصرار نکنید !! نه نه !! امکان نداره ! نانازی رو بکشید هم بازیگر نمیشه !! یعنی توانایی و هنر بازی تو این سریالای ایرانی رو نداره ها! آدم با دیدن سریالا دلش خون میشه , جیگرش شرحه شرحه میشه ! مثلا این خانومه رعنا, گوییا چندین قاشق ماست در دهان گذاشتن و قرار بوده تا آخر سریال این ماستا رو تو دهنشون محکم نگهدارن به طوریکه حالات عصبانی و خوشحال و ناراحتشون کاملا زیر پوستی هست خیلی هااااااا یعنی زیر آخرین لایه پوستشون !! 

آخ آخ اون صحنه های فیلم هم که قراره بازیگرا هی الکی به هم لبخند بزنن و مثلا پایان خوش داستان ! نیم ساعت رو صورت این فوکوس میکنه بعد اون یکی , بعد دوتایی با هم ! خوب نانازی نهایتش سه الی پنج ثانیه میتونه الکی لبخند بزنه , بعد متاسفانه میترکه !!

حالا نه اینکه اصرار هم زیاد بهش میشه با این قد و هیکل نهایتش نقش اون زن شکور رو بهش میدن که همش باید جیغ جیغ کنه !!



پ .ن. خان داداش گیرت بیارم یه بلایی سرت بیارم که ......! غیر از تو کسی تو اون گروه طراحی صحبنه نبود!؟ هی وسایل خونه ما رو بردی ؟ بدتر از همه کتاب طالع بینی من رو واسه چی بردی!؟!؟ امیشششششششش میکشمت اگر برنگردونیش!! شمس العماره رو ویروون میکنم !!!