X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

دست گرمی

سه‌شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 06:14 ق.ظ

حساسیت زده تا فیهاخالدونم . یعنی نفس میکشم تمام شیارهای روده بزرگه رو هم حس میکنم آنتی هیستامین اینا هم که شوخی ای بیش نیستن. 

چینتا کماکان رفتارهای خشونت آمیز داره . حالا نه اینکه بچه ام گاز بگیره یا چنگ بکشه ها. همینکه نگاهاش دیگه آروم نیست و همینکه دیگه زیاد خودشو به من نمیمالونه یعنی خشونت. بنیتا هم که کلا قهره , خیکی هم شده این هوا, از بس که میخوابه . یه بچه گربه طلایی هم چند روز پیش از دانشگاه پیدا کردم که خیلی مریض بود. دیروز هم رفتیم با استاد گرامی یه کوچولو قاطی کردیم اومدیم بعد بچه پر رو ها رو دیدید که ! منم از همون روش واسه استادم اولتیماتوم گذاشتم . گفتم یه هفته دیگه کار میکنیم با هم اگه دیدیم راضی نیستیم میرم دانشکده انصراف میدم . بعد فک کن این وسط استاده به دست و پا افتاده که نههه حالا چرا انصراف , یه جوری قضیه رو حل میکنیم دیگه .

دیگه چی بگم؟ 

آها ! داشتیم دنبال یه اسم مناسب واسه این فینگیلی میگشتیم بعد بابای بچه ها میفرمایند بذاریمش شوند.ول!! البته با سابقه نامگذاری که ایشون دارند (چینتا :گومبول , بنیتا : دومبول) این خیلی بعید نبود ولی خوب گفتم شاید واسه آینده بچه خوب نباشه مخصوصا که پسر هست و خوب اسمش اشاره مستقیم داره به ....!! پس فردا توی روحیه اش تاثیر میذاره . خلاصه که فعلا مراسم نامگذارون داریم واسه این پسر کوچیکه . xanthusاسمیه که خودم در نظر گرفتم . 

این دقت نظر رو توی درس و اینا داشتم الان واسه خودم کاره ای شده بودم .

خوب من فقط میخواستم یه گزارشی بدم یخم باز بشه بعد بیام راجع به این خونه بنویسم و بعد اشک و آه راجع به خونه قبلی داشته باشم . شما کماکان که وبلاگ منو نمیخونید اینم نخونید. مشکلی نیست.