X
تبلیغات
زولا
نوشته های یه چاقالوی نانازی

-

چهارشنبه 7 مرداد 1388 ساعت 06:27 ب.ظ

چینتا مریضه ! یه نصفه روز تو بیمارستان بود. نانازی یه چشمش اشکه یه چشمش خون ! اصلا فکر نمیکرد این یه وجبیِ خاکستری این همه جا تو دلش وا کرده باشه .

وقتی دکتره گفت کاری نمیتونن بکنن! نانازی قلبش از جا کنده شد ولی دکتره زودی اضافه کرد آخه گربه شما نمیذاره کسی بهش نزدیک بشه داروهاش رو میدیم خودتون ازش مراقبت کنید .



پ.ن. دو تا از دوستای خوب نانازی هم دچار مشکل شدند ! البته این وبلاگ اونقدر مخاطب نداره ولی اگر گذری هم از اینجا رد شدید میشه واسشون دعا کنید؟