نصف شب , داخلی , خونه نانازی
- ....! .....! (این یعنی نانازی داره بابای بچه ها رو صدا میزنه ! نمیشه که اسم اندرونی رو در بیرونی جار زد که !!!!)
- سبلتنسیبملخثهفع ( یه صداهایی که هنوز معلوم نیست یعنی چی!!)
- .......!!!! ........!!!!
- هووووووم!؟!؟
-.............................!؟!؟!؟!؟!؟!؟
- بله خانوم !؟ چی شده ؟
- میگم این گربهه از یه ساعت پیش هی ناله میکنه فغان میکنه ! بریم پایین ببینم چه بلایی سرش اومده گناه داره !!
- گربه !؟!؟
- آره همونی که تازه کنار آشغالا زایمان کرده , از یه ساعت پیش هی بلند و کشدار ناله میکنه
- نانازی!؟!؟ حالت خوبه!؟ میخوای بریم دکتر!؟
- اه من میگم گربهه هی ناله میکنه تو میخوای منو ببری دکتر
- ناناااااااااااااااازییییییییییییی!! الان ساعت پنج و نیم هست این صدای خروسه نه گربه ........
آدم چی بگه خب !؟ تقصیر خروسه هست اینطوری نازک جیغ میزنه !! مردی گفتن زنی گفتن!! اینم آبروی هرچی مرد رو برده !! بی مصرف !!
آقا این توالت فرنگی عجب چیز مزخرفی هست!! یعنی این فرنگی ها هم اسمش هست که تمدن و کلاس و اینا دارن اگرنه همین یه سوراخ تو زمین میکندن و یه شیلنگ هم بغلش میذاشتن! سوراخش هم در نداره که یه دفه آدم تنگش گرفت و با شدت اومد نشست اونجاش از کارآیی ساقط بشه !! یعنی خدا به روزتون نیاره !! الان نانازی مجبوره ایستاده پست آپ کنه و کلا درختان ایستاده میمیرند دیگه !! یکی نیست بگه بچه مرض داری خودت رو اینقدر نگه میداری که اونطوری خودت رو با ضرب بکوبونی!؟!؟
پس نوشت : میفرمایند در هاله ای از ابهام مینویسی!! واضح بگم؟!؟
شما یک عدد توالت فرنگی رو متصور بشید و یک عدد نانازی که خودش رو (یعنی جیشش رو ) تا سرحد مرگ نگه داشته و با سرعت صد کیلومتر در لحظه خودش رو میکوبونه روی اون توالت فرنگیه بعد یه دفه متوجه میشه که در توالت فرنگی بسته هست ! خوب شما قوانین نیوتون رو که بلدید !؟ همونی که به اندازه هر عملی عکس العملی هست به همان اندازه و در جهت عکس!!! بازم توضیح بدم !؟!؟
خوب تصمیم بر این شد که دیگه شرح مصیبت و پرت و پلا ننویسیم !!
مثلا راجع به گربه ها خوبه !؟
این دختر بزرگه ! اسمش چینتا هست (به زبان مالایایی میشه عشق، دوست داشتنی و.... ) خانوم ! با شخصیت ! با کلاس ! نجیب !! و صد البته ننر و ازخودراضی(اینا رو به باباش رفته !!) کلا عشق اول و آخر نانازی همینه !! هرچند که نه میذاره بغلش کنن نه اینکه کلا زیاد رو میده به نانازی!! ولی نانازی واسش ضعف میره و اگه اون نبود نانازی خیلی جاها کم آورده بود!
وانگ (تو خونه وانگ وانگ صداش میزنن) پسره ! بچه ننه ! دوست داشتنی ! مهربوووووووون!! بغلی ! اینقدر شبا دست نانازی رو میک میزنه تا خوابش ببره ! اینقدر با علاقه تو چشمای نانازی نگاه میکنه که گاهی وقتا اشک نانازی درمیاد! رومانتیک و هنری هم هست ! اهل طبیعت و فیلم و موسیقی !
اینم دختر آخریه ! اسمش فی فی هست ! فی فی جوراب پاره ! تازه اومده خونه ! یه پاش لنگ میزنه ! دائم جیغ میزنه من رو بغل کنید ! نه اینکه فکر کنید اینقدر زشت هست ها!! یه چیزی بدتر از اینه ! حالا تو عکس خوب افتاده ! اول قرار بود اسمش رو بذارن جنی! آخه به نظر نانازی شکل جن میمونه !! بعد از بس واسه خودش راه رفت و به در و دیوار فیشششششش فیشششششش کرد اسمش شد فی فی! بعد چون یه دونه انگشت دستش سفیده ! شد فی فی جوراب پاره .....
خوب البته نانازی قرار نیست همه این گربه ها رو نگه داره ! گربه اصلیش همون چینتا خانوم هست ! و بقیه گربه ها به طور موقت سرپرستیشون به عهده نانازی هست تا یکی پیدا بشه و قبولشون کنه ! خلاصه اینکه خونه نانازی الان دارالایتام هست ! تو هر اطاقی که میره یه گربه بهش آویزون میشه و یه چیزی ازش میخواد!! و اینطوری هست که سر خودش رو گرم میکنه و.....