X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

تنها مردن

پنج‌شنبه 8 دی 1390 ساعت 01:54 ق.ظ

بعد یه سری وبلاگایی هستن که واسه همه نوشته هاشون رمز دارن و همه رمزاشون هم متفاوت هست و هردفه باید انگشت نگاریت کنن تا بتونی پستشون رو بخونی ولی وقتی صفحه وبلاگشون رو باز میکنی یه دفه یه آهنگ گیمبالا لالا میپره وسط خونه !! بعد این یعنی احترام به خواننده؟ 


بعد من این چند شبه که بیدار موندم و هی خواب و بیدار بودم و هی به معراج میرفتم و اینا کشف کردم که اینا ساعتی سه بار اذان میگن! شایدم بیشتر!! نمیدونم گوشم مجهز به سیستم اذان یاب شده یا اینکه هرکی مثلا هروقت میخواد نماز بخونه بلند میشه واسه خودش یه ست اذان میره یا کلا از بس مسلمون هستن زنگ موبایلاشون همه اذانه !! هردفه هم باید با خودم تکرار کنم  که عزیزم من نماز نمیخونم !! یعنی حتی اگه بخوام و خیلی هم ملکوتی بشم هم الان نمیتونم !! 


بعد این دختره بالا آورده ! بابای بچه ها جیییییغ میزنه بیااااااااا این حالش بهم خورد!!! نه حالا واسه نگرانی بچه و اینا ! آقامون حساسیت داره به عقققققققق!!برای همین تا یکی از این بچه ها عق میزنه فوری اسم من به ذهن بابای بچه ها خطور میکنه !! ( میگم چطوره اسم وبلاگ رو عوض کنم بذارم عشقولانه های من و فلانی!! از بس ما تو فاز رومنس هستیم !!) حالا اینا رو ولش پریدم با اون حال زار ببینم دختره چه بلایی سرش اومده میبینم مقادیری از درخت کریسمس و تزییناتش که به اندازه کافی جویده نشده قاطی اون مواد هست (چیه خوب عق بچه امه !! مردم میان از گه پسربچه اشون مینویسن همه میان قلب میذارن!!) بعد من الان نگران تغییر ذائقه این بچه هستم !! 


بعدش کائنات , طبیعت , فلک روزگار .... هر گند و گهی که هستی چه میدونم ! خواهشن وقتی خواستی منو بکشی تنهایی بکش!! بذار تنهایی از مردن لذت ببرم !! بذار تنها بمیرم !! میشه یعنی من یه مرگی رو تنهایی تجربه کنم . یعنی تا خود چهلمم موضوع فقط مرگ من باشه و اینا!! یعنی دیگه اینقدر از زندگی سهم میبرم دیگه !! والله تو زنده بودن که هربار خواستیم یه دردی بکشیم یکی جلوتر از ما دست به کمر و دل سر واستاده بود که آیییییی من حالم بدتره !! تورو خدا بذارید من تنها بمیرم!!