X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

تب و فحش

سه‌شنبه 6 دی 1390 ساعت 10:29 ب.ظ

بوی فین میدم ! بوی ویکس! بوی دستمال کاغذی! بوی قرص! بوی رختخواب! بوی گریه ! بوی تب! بوی لرز! بوی درد! بوی خون.....

میدونی یه راه خوب هست که وقتی مریض میشی روند بهبودیت رو سرعت میده !! اونم فحش دادنه !! فحش های بد! فحشهایی که وقتی حالت خوبه حتی با خودت تنهایی هم نمیگی!! عرررررر بزنی و بلند بلند اسم همه کسایی که ازشون متنفری رو بگی ! بعد بهشون فحش بدی!! از ته قلبت تنفرت رو اعلام کنی !! دیشب یه لیست بلند بالا داشتم . همه توش بودن! جیغ میزدم گریه میکردم و فحش میدادم !! فکر کنم از لذ.ت جــ....نــ..سی هم بالاتره !! وقتی بدون محدودیت به همه کسانت ! همه نزدیکانت ابراز تنفر کنی و فحش بدی! بعدش شل میشی!  بعد آروم میخزی زیرپــــ.....تو و میخوابی! خوااااااببببب....

صبح که بیدار شدم از این همه حجم تنفر که توی دلم تلنبار کرده بودم تعجب کردم !! عجیب تر این بود که توی لیستم گربه هام و داداشام نبودن!! گربه ها که خوب فرشته هستن! کاری نمیکنن که بخوای ازشون متنفر بشی , ولی داداشام ! نمیدونستم اینقدر دوستشون دارم ! خوب معلومه که خواهرهای بزرگ برادرای کوچیکتر رو دوست دارن ولی یادم نبود که هیچ کارشون نتونسته دلم رو اینقدر چرک کنه که توی تب و لرز و هذیون بخوام بهشون فحش بدم !! الهی خواهر پیشمرگ جفتتون بشه .


پ.ن.1. مادربزرگم رو هم فحش ندادم ! دلگیری ازش داشتم ولی حتی موقع تب یادم بود که ممکنه حرفی بزنم که چند سال بعد همین موقع پشیمون بشم . دیگه اینقدر پیر شده که فقط باید عاشقش بود . همین .


پ.ن.2. حالا یکی یکی بیایید بگید به منم فحش دادییییییی!!!؟