X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

ماجرای موهای من 1

شنبه 19 آذر 1390 ساعت 11:16 ق.ظ

ماجرا از جایی شروع شد که من قرارشد از ایران بیام مالزی و با توافق مامان مربوطه تصمیم بر آن شد که من خوشگل بشم . نه اینکه خوشگل نبودم , خوشگلتر بشم که بعد از سه ماه بابای بچه ها همه دوریها و دلتنگیها و .... یادش بره و محو جمال بی مثال من بشه !! بر همین اساس بدو بدو رفتیم میشل دو تیوپ رنگ شرابی خریدیم و دادیم دست مامانه و گفتیم بزن مادر جان ! رنگمان بزن!!  شایان ذکر هست که من اصلا از رنگ کردن و این حرفا خوشم نمیاد و اگه اصرار و سفارشای مامانه و دلبرهای رنگارنگ اطراف زندگیمون نباشن میذارم همین موهای جوگندمی خودم به کله ام بمونن!

بعله اینطوری شد که ما تبدیل شدیم به یک عدد خوشگل موشرابی تا اینکه خاله جان آمد برای خداحافظی دیدن من و یه دفه با یه قیافه تعجبناکی گفت وااااااااا شرابی کردی؟؟ اینکه مال پیرزنها هست ! و یه دفه انگار یه بلدوزر از روی احساسات من رد شده باشه . خوب حالا کم بهانه داشتیم دست بابای بچه ها اینم روش! حق داره بره سراغ جوونتراش دیگه لابد. بعدشم بعلت ذیق وقت مجبور شدم با همون کله شرابی پیرزنی بیام مالزی و خدا روشکر که بابای بچه ها تا 7-8 ساعت اول اصلا متوجه نشد که این کله اون کله قبلی نیست بعدشم گفت اهههههه این رنگی کردی؟؟؟ اشکالی نداره !! یعنی این دفه یه گردان تانک رفتن روی احساساتم .

دو سه روزی با همون کله قرمز مشغول دلبری بودم تا اینکه ندایی در من گفت هان ای نانازی بلند شو دستی به سر و روت بزن و خودت رو از این خفت و خواری نجات بده .  بعد اون نانازی خفته درونم بیدار شد و همه هنرهای آرایشگری خودش رو یکجا جمع کرد و با استفاده از چند تیکه فویل آلمینیومی و مقداری از همون رنگ شرابی باقیمانده بعلاوه اکسیدان بیشتر موهاش رو مش تیکه ای کرد نه از این مش های الکی ها . مش صورتی لابلای موهای شرابی ! یعنی ببین چه شود!! منتهی نمیدونم اکسیدان خراب بود رنگه رنگ نبود یا زمین کج بود که......  

بعد از شستن سر متوجه یه تغییرات اندکی نسبت به اون چیزی که پیش بینی کرده بودم شدم !! موهام یه تنالیته خیلی زیبایی بین زرد انی و نارنجی و حنایی درست کرده بود! یعنی انگار شما با حنا موهاتون رو هایلات کرده باشید . نمیدونم اون شرابیهای ذلیل شده کدوم گوری رفته بودن!