X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

عمو رشید

دوشنبه 12 بهمن 1388 ساعت 05:34 ب.ظ

درررررررررینگ درررررررینگ ..... دررررررررررررینگ درررررررررررینگ 

 

- هلو!؟ (خارجکی هست ها!)  

- الو عمو!؟ نانازی!؟ توئیی!؟ 

- ا سلام عموجون خوبید!؟ 

- عمو آبش رو زیاد کن .....  

(نانازی دستش رو دهنی گوشی میذاره)

- بابای بچه ها... بابای بچه ها.... فکر کنم عمو با شما کار داره !! این در تخصص من نیست!!! 

- الو عمو!؟ کجا رفتی!؟ گرفتی چی شد!؟ امشب اونجا هستم !!! 

 

بدین ترتیب آبش زیاد شد!! یعنی عموی نانازی یه دفه تصمیم گرفت بیاد ببیندش اونم بعد از ۲۵ سال!!! جمعه شب اومد و یکشنبه صبح رفت ! و هنوز نانازی توی شوک هست چون حتی پدر و مادرش هم دلشون نمیاد این همه پول خرج کنند که فقط یه روز ببیندش و برن!! عجب دنیایی هست !!