X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

این خانوم همسایه

پنج‌شنبه 2 مهر 1388 ساعت 12:20 ق.ظ

مد شده همه راجع به مدرسه مینویسند!؟!؟ اصلا این وبلاگ دمده هست !! ما راجع زبانهای باستانی در دوران پارینه سنگی میخوایم بحث کنیم (آیا در اون زمان زبان باستانی وجود داشت!!؟!؟) و یا اصلا راجع به خود نانازی! که از پارینه سنگی هم بهتره !! خیلی هم مد روز هست !! همچین قلمبه و سرحال!!!

این خانوم همسایه به نانازی گفته که شما رفتارات بچه گانه هست و به سن و سالت نمیخوره و خواهرش رو مثال زده که همسن و سال نانازی هست و خیلیییییی خانوم و باشخصیت هست!!! به نظر شما نانازی باید چه برداشتی از این حرفاش بکنه !؟!؟ کلا این خانوم همسایه پدیده ای هست در اون نواحی!! همش هم میخواد نانازی رو اصلا کنه و به راه راست هدایت کنه !! 


این خانوم همسایه خیلی خیلی مومنه !! ولی به نانازی میگه چرا شما شبا واسه گربه ها (موجودات کثیف و بدرد نخور) غذا میبرید!؟! خدا خودش بهشون روزی میرسونه ! نانازی بهش میگه خوب شاید خدا خواسته ما بهشون غذا بدیم ! میگه نععععععععععع خدا به شما هیچ احتیاجی نداره ! یا خودش بهشون روزی میرسونه یا نه ! اگرم هم بمیرن لابد قسمتشون بوده !!! و البته همین نظر رو راجع به آدما هم داره ها!!!


این خانوم همسایه که تازه دو سه ماهه ازدواج کرده و اومده اینجا عقیده داره تو زندگی دانشجویی نباید هیچ امکاناتی (از لحاظ آشپزی و اینا) داشته باشیم ! که مجبور بشیم واسه همسرمون غذاهای رنگین و اینا بپزیم !! حاضره گازش روی زمین باشه و تمام ادویه جات و ایناش توی پلاستیک باشند که به همسرش ثابت کنه همین غذای الکی هم که درست میکنه از سرش زیاده !! البته نه اینکه فکر کنید نانازی همیشه سفره آنچنانی و رنگین میچینه ها!! نخیرم !!‌ نانازی یه وسیله ای داره بهش میگن زبون !! با بابای بچه ها صحبت میکنه و بهش میگه که چون درس دارم نمیتونم خیلی مفصل غذا درست کنم ولی اگر وقت داشته باشم در خدمتتون هستم . (حالا البته قبول یا عدم قبول بابای بچه ها رو در یه پست دیگه باید توضیح داد!!!)


همین دیگه !! نانازی با همین یه دونه همسایه ایرانی رفت و آمد داشت که دیگه نداره !! گفتیم شما هم درجریان باشید !!