X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

صدا، تنها صداست که میماند!!!

دوشنبه 14 بهمن 1387 ساعت 12:34 ق.ظ

خانوما ، آقایون ؛

این پست یه کمی اون طوریا هست ! لطفا کسی ناراحت نشه ! یعنی اجباری نیست بخونیدش و بعدش بگید اه اه چه آدمای بی کلاسی پیدا میشن ! همه چی طبقه بندی داره ! حتی کلاس!

دوستای رژیمی گل! نانازی کماکان در حال سر و کله زدن با بدن مربوطه میباشد و طی مذاکرات انجام شده با نامبرده که یه هویی 5 کیلو پریده بود هوا!(اصلا هم نانازی اندازه گاو نخورده بوده )  فعلا دو کیلو و نیم رو پس داده تا ببینیم بسته پیشنهادی بعدی چی هست.

و اما پست جدید.....

وقتی نانازی داشت عروس میشد ، یه روز ماجون (مامان نانازی) کشیدش کنار و گفت میخوام یه صحبتای خصوصی باهات بکنم ! نانازی هم خوشحاااااااااااااااال فکر کرد از اون حرفایی که مامانا میخوان به دخترای 14-15 ساله که میخوان خونه بخت برن بزنه ! یه کمی سعی کرد سرخ و سفید بشه ، بعد با چشمایی که کاملا شرم و حیا ازشون میبارید به ماجون زل زد!! ماجون یه کمی آب دهنش رو قورت داد و این ور و اون ور رو نگاه کرد و گفت : دختر جون ! دیگه هر غلطی دلت میخواست کردی و زن این پسره شدی! (اینجا کاملا معلومه که چقدر ماجون با این ازدواج موافق بود ها!) ولی یه چیزی رو آویزه گوشت کن ! هیچ وقت ، هیچ وقت یه کاری رو جلوی شوهرت انجام ندی! یادت باشه کِی من بهت گفتم ! منظورم اینه که یه دفه از دستت در نره و جلوی شوهرت بیب بدی !!!! من خودم هیچ وقت جلوی بابات اینکار رو نکردم ! (واسه همین هم اینقده اینا خوشبختن و اصلا خوشی داره از سر و روی اون خونه بالا میره !)

و این نصیحت واقعا روشنگر راه زندگی نانازی بوده و هروقت زوج خوشبختی رو مشاهده میکنه پیش خودش میگه لابد اینا هرگز و هرگز .....

در اخبار و روایات آمده  که نانازی در کودکی گلاب به روتون یه مقداری .گ...زو تشریف داشتن ! و از همون روزای اول زندگی ابراز وجودهای اساسی میکرده و لابد این نگرانی همراه ماجون بوده که خدای ناکرده خدااااااااای ناکرده اگه بعد از ازدواج نانازی این حرکت ننگین رو ادامه داد و پس فردا داماد جان آمد درخونه و گفت بیاین این دختر گ...زو تون رو پس بگیرید , اون وقت چی!؟!؟ نه واقعا؟!؟!

خب ! اینا که همه خاطره بود و گذشته و امروز نانازی وارد هفتمین سالگرد عقدش میشه ! (عروسی نه ها) یعنی شیش سال تمووووووم خویشتن داری !!! ولی سوالی که ذهن نانازی رو به خودش مشغول کرده اینه : شما معمولا جلوی چه کسانی میگ...زید؟ آیا این صدا شخصی ترین صدای زندگی شماست ؟ چه کسی به شما اینقدر نزدیک هست که بی رودرواستی جلوش .... بدید؟ اتفاقا به نظر نانازی این حرکت یه نوع ابراز صمیمیت هست ! یه بار امتحان کنید ! نه واقعا یه بار امتحان کنید ! کدوم حرکت توی زندگیتون هست که اینقدر باعث شادی و خنده تون بشه ! خوب آدم جلوی هر کسی حتی صمیمی ترین دوستاش هم که نمیگ...زه! این نشون میده که طرف مقابلتون رو چقدر امین دونستید که این کار رو میکنید! و چقدر باهاش احساس صمیمیت دارید ! مثل صمیمیت نوزدا با مادرشون که کم کم وقتی بزرگتر میشن از بین میره !

فقط دوستان عزیز در هنگام ابراز صمیمیت چند نکته مهم رو به خاطر داشته باشید :

1 – قبل از هرگونه اقدام برای بروز صمیمیتتون مطمئن باشید که قبلا تخم مرغ , سیر ,  ترب و کلا مواد بوینده , نخورده باشید!

2- هرچیزی زیادش بی مزه میشه , حتی صمیمیت ! لطفا شورش رو درنیارید.

3- مطمئن باشید طرفتون هم مایل هست که ابراز صمیمیت شما رو درک کنه !

4- وقتی صمیمیتتون رو ابراز کردید از توضیحات اضافه بپرهیزید و فقط لبخند بزنید.

5- حتی الامکان در مکان های باز یا دارای تهویه مناسب اقدام به این کار بفرمایید.

6- سعی کنید در یک آخر هفته این کار رو انجام بدید که دفاتر ازدواج و طلاق بسته باشند.

7- یعنی آدمیزاد واسه ششمین سالگرد عقدش از این پست ها میذاره!؟

با تشکر از مورچه های منزل که راه را برای ابراز صمیمیت این زوج خوشبخت هموار نموده اند .

                                                                                                 نانازی !