X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

نانازی باغبانی می کند.

یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 10:09 ب.ظ

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

 

 

پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

چگل و می دمی از پرده برون آی و درآ

 

 

که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد

آخه نانازی جان !‌شاید برای مردم جالب نباشه که شما اوضاعتون چطور بوده ؟ چرا نمیتونی یه کم آبرو داری کنی ؟ بچه جان اول ببین آدمتو بعد آن دهان گرامی رو باز کن هی در و گهر پرتاب کن !!!

دیروز پریروزا بود که نانازی و دوست جونش تصمیم گرفتن دوتایی برن بیرون صفا!!! دوست جون هم یکی دیگه از دوستاش رو دعوت کرد که سه تایی باهم باشن و یه جورایی نانازی رو با اون آشنا کنه !!! نانازی هم با ظرافت یک شترمرغ !! لباس خوشگلاشو پوشید البته دمپایی پلاستیکی ها رو فراموش نکنید. (دو تا کارگر اندونزیایی هستن که پله ها رو تمیز می کنن ! اینا همیشه وقتی نانازی رو میبینن خیلی خوشحال میشن! فکر کنم احساس خوش تیپی می کنن!!) بعد نوبت رسید به آرایش کردن .... خوب از اونجایی که نانازی اصولا خوشگل هست!!!!!!! نیازی به آرایش زیاد نداره ولی اون روز خوب چون روز آشنایی بود نانازی سنگ تموم گذاشت !! یعنی همینکه به صورتش کرم زد ، پوست مهربان از شدت هیجان پر از کهیر شد! خوب دیگه نیازی به رژگونه و این تجملات احساس نمیشد!! و تیلیک و تیلیک آلوچه، پاشو گذاشت تو کوچه (نمیدونم یه شعری توی این مایه ها بود!!) با دوست جون رفتن در خونه فیروزه جون (همون خانومه دیگه !!) واای تا چشم نانازی به فیروزه جون افتاد درجه ا.ب.ن (اعتماد به نفس) شدیدا دچار افت شد!!! یه خانوم کمر باریک با کفشای چیلیک چیلیکی و آرایش جیگر بلایی و .... نانازی هم دید از لحاظ تیپ و هیکل که الحمدلله کم نیاورده یه کم ابراز شخصیت هم کنه که دیگه حجت تموم بشه !!

........

-بله من و بابای بچه ها درس میخونیم

-آها ! من دیگه دوس نداشتم ادامه بدم !!

- همسرتون درس میخونن؟

- نه ما اینجا مجوز کار داریم . دو تا شرکت زدیم!! شما چی؟ کار هم میکنید؟

(در اینجا بود که نانازی سریعا بساط باغبانی رو مهیا کرده و شروع کردن به گل کاشتن)

-نه ! کار که پیدا نکردیم . از پس اندازمون استفاده کردیم که اونم چند ماه پیش تموم شد. خیلی وضع اسفباری بود . اصلا نمیدونستیم باید چیکار کنیم.

-آها! راستی مریم جون (دوست جون) سگمون رو ثبت نام کردیم یه موسسه برای جفتگیری! آخه میدونی نژادنش خیلی کمیابه ! جفت براش پیدا نمیشه !‌حیوونی خیلی تحت فشاره !!

- بله خیلی وضع بدی بود ! حتی پول نداشتیم برگردیم ایران .

- آره میخوام دو تا شلوار بدرد بخور بخرم ! الان چند تا دارم نو و دست نخورده انداختم توی خونه از بس که بی قواره هستن ! مارکشون هم ..... هست.

- دیگه قرار شد یه طوری پول جور کنیم من برگردم ایران کار کنم پول بفرستم برای بابای بچه ها ! تا اونم زودتر درسشو تموم کنه !.....

خوب دیگه نانازی دل و روده بدبختی، فقر ، زاغه نشینی و... رو کشید بیرون و فیروزه جون هم البته خیلی بادقت گوش میدادن !!!! به نظر میاد تا همین جا دیگه بس باشه و نیازی به پرده برداری از بقیه هنرنماییها و حرکات محیرالعقول نانازی نباشه !!

خلاصه دوستان گرامی اگر خواستید پیش یکی از دوستاتون که باهاش رودرواسی دارید آبرو جا کنید از نانازی دعوت بعمل بیارید تا یه جلسه باهاتون بیاد بیرون !! خوب در این صورت دوستتون مطمئن میشه که شما چقدر با فرهنگ و ادب و شخصیت و البته چقدر خوش تیپ هستید!!