X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

نانازی آوازه خوان

چهارشنبه 8 خرداد 1387 ساعت 12:28 ق.ظ

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

 

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

 

کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

 
شما یک فروند نانازی با حافظه بسیار عالی در حفظ اشعار و ترانه ها!!! صدای واقعا زیبا!!! و هیکل کاملا موزون رو درنظر بگیرید!!!‌ (برای بهتر شدن تصویر ذهنیتون بایدبگم یک عدد کلاه ایمنی قرمز جیغ ،لباس چارخونه قرمز و کرم ، شلوار کرم ،‌و دمپایی پلاستیک سرخابی .... آخر سلیقه و فشن !!!) خوب... حالا تصور کنید این موجود بینظیر پشت بابای بچه ها روی موتور نشسته و حسابی جو گیر شده .... هی همینطوری ورخوا(« برای خودش» به لهجه زابلی ها!!) خوشحاله !! یه دفه می زنه زیر آواز و پدرجد موسیقی رو درمیاره روبروی بابای بچه ها میشونه !!! آخه از بخت خوش روزگار گوش بابای بچه ها نزدیک دهان نانازی بود !!! خوب بچه هیجان ناک شده بود دیگه !!‌ بارون نم نم و هوای ملس. یه آقای چینی از توی ماشینش نانازی رو دید و خندید!!‌ نانازی هم فوری براش دست تکون داد !!!‌ به بابای بچه ها میگه امروز همه یه جورایی خوشحالن ها !!!‌ بابای بچه ها هم میگه والله هرکی تورو با این اوضاع احوال میبینه خوب خوشحال میشه !!‌ یعنی اصولا روانش شاد میشه !!‌ بده؟ نه تورو خدا بده آدم باعث شادی بندگان خدا بشه ؟ تازه یه بارم پشت چراغ قرمز که بودن از موتور اومد پائین و یه سری حرکات ورزشی انجام داد . خوب بنده خدا کمرش خشک شده بود روی این موتور!!!!

آقاهه توی مغازه دوربین فروشی چیک چیک از نانازی عسک میندازه بعد میگه ببینید چه کیفیت خوبی داره !!‌نانازی هم فوری بهش گفت نه خواهش میکنم ، من خودم خوشگلم اینطوری توی عکس میفتم!‌اگر راست میگید از اون همکار هندیتون عسک بگیرید ببینید کیفیتش چطوریه !!‌ فروشنده ده پونزده ثانیه خشکش زد!!‌ بعدشم کلی خندیده !!! یعنی تا پیام به مغزش مخابره بشه، تجزیه تحلیل بشه ،‌و احیاناٌ‌ باور بشه و آخر سر عکس العمل از مغز ایشون مخابره بشه این قدر طول کشیده !!‌ دقیفاٌیه ساعت و نیم درمورد کارآیی دوربین توضیح داده بعد دونه دونه لوازمش رو از جعبه آورده امتحان کرده !!‌ یه دفه نانازی به بابای بچه ها گفت اگه الان بهش بگیم ما دوربینو نمیخوایم فکر میکنی چند ثانیه طول بکشه تا از شوک دربیاد!؟؟!؟

بله دیگه !! امروز نانازی کلا خوشحال بود !!‌ یک عدد دوربین اچ پنجاه سونی با پرینترش کادو گرفت!!‌ البته اینو برنامه داشتن بخرن!!‌ بابای بچه ها گفت یه تیر و دو نشون دیگه !!‌ نانازی هم گفت نمیذارم بهش دست بزنی هااااااااا!!‌نشون به اون نشونی که از وقتی اومدن خونه بابای بچه ها یه دقیقه هم دوربینو زمین نذاشته .

پس نوشت: جدول برنامه ها در ادامه مطلب هست.

 شان نزول این جدول برای اینه که فکر نکنید نانازی بلت نیست جدول بکشه !!!‌ ولی پر کردن جدول مبحث دیگه ای هست !!

صبحانه : نصف تخم مرغ نیمرو + ۱۵ گرم نان سبوس دار

میان وعده : آیس تی با یک قاشق کافی میت

نهار: یه کفگیربرنج ( بی مروت ها کفگیرهاشون اندازه کفگیر بلفی و لیلیبیت هست !!) نصف سینه مرغ آب پز سوس سویا (یعنی اینجا به زور به آدم غذای رژیمی میدن!!‌ این غذای رستورانش بود ها !!‌تازه برنجش هم فقط ریخته بودن توی پلوپز .... یعنی نه روغن نه نمک) یه کاسه سوپ که تشکیل شده بود از یه لیوان آب گرم بعلاوه چهار قطعه شناور تره خرد شده (باورکنید نانازی شمرد دقیقا چهارتا بودن)

میان وعده : یه لیوان شربت ، یک عدد آلو، ۱۰۰ گرم ماست میوه ای

شام : ۱۵۰ گرم مارچوبه و بروکلی آب پز با سرکه و تخم شنبلیله و مقادر معتنابهی فلفل + یک کاسه سوپ نانازی پز پدر مادر دار اساسی!!‌

ویتامین خورده شد .

رقص: حالا نرقص کی برقص

آب: کاملا آب بندی شد

مطالعه :صفر مطلق