X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

نانازی شب بیدار

پنج‌شنبه 23 اسفند 1386 ساعت 01:12 ق.ظ
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مَََباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

ساعت 5:30 صبحه ! نانازی هنوز نخوابیده ! داره بارون میاد! ریزه ریزه و نم نم. یه نسیم کوچولوی خنک هم یواشکی نانازی رو قلقلک می ده . نانازی داره درس می خونه . اما چیز زیادی حالیش نشده . بالاخره این ترانک وی لن رو کشف کرد ولی هنوز پاکت ها فرستاده نمی شن. ولی ساب نت رو تقریبا راه افتاده!!! بچه های کلاس می گن ازش بخوایم که امتحان نگیره ! بالاخره که چی ؟ باید این مطلب یادگرفته بشه یانه؟
بابای بچه ها راحت گرفته خوابیده ! صدای فرت و فورت نفساش تا هال میاد! شبا همه صدا ها شفاف تر هستن.
مثل صدای بارون ... صدای خدا!!!
خوب بگذریم....
این برنامه غذای دیروز نانازی بود:
آب 2.5 پارچ ( هرپارچ 1800 میلی لیتر)
یه نصفه پاپایا
دو سه تا هویج
یه ماست میوه ای 150 گرمی
یه پیش دستی برنج با خورش کرفس.
دو سه تا نون سوخاری تخم مرغی
1 خیار سالادی قلمبه
یه تیکه کوچولو مرغ
دو سه تا چنگه سبزی ( نه مثل ایران خوش عطر و بو ! اینجا هرچی که سبز باشه رو می خورن)
وچای ...
ورزش : با عرض شرمندگی از خواب که بیدار شده تا حالا به این صندلی چسبیده شاید از نت ورک چیزی سر دربیاره!!!
ولی خوب یه دو تا آهنگ باحال رو رقصیده ( فقط برای تجدید روحیه!)