X
تبلیغات
رایتل
نوشته های یه چاقالوی نانازی

غریب آمدی و آشنا رفتی

شنبه 27 بهمن 1386 ساعت 01:44 ب.ظ
بعد از رفتن تو دیگه هیچکی برام کامنت نمی ذاره !!!
فکر نکنی ندیدم که چی نوشتی ها ! دیگه دلم نمیومد اینجا سر بزنم .
می خواستم این وبلاگ رو حذف کنم ولی ......
شاید یه روز برگردی و بخوای منو دوباره پیدا کنی !
اگر یه روزی گذرت به این طرفها افتاد حتی یه کامنت خالی هم که بذاری منو خیلی خوشحال می کنی !
گلبرگ جونم ! برای همراهیت و دلگرمیت توی این مدت ممنونم .
برات دعا می کنم ,
دعا می کنم دل سر به عشق تو هم سر و سامون بگیره !
حتما می گیره , مطمئن باش.
فقط صبر کن شاید فردا شاید هزار روز دیگه ....
صبر داشته باش.